سيف بن محمد سيفى هروى
85
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
اصناف هنر و فنون فرهنگ آراسته بود ، [ 364 ] و بيشتر صحبت با علماء و فضلا داشتى - [ 365 ] در اين سال به جاى پدر جلوس فرمود . و سبب آن بود كه چون شاهزاده تبسين اقول بعد از لشكر كشيدن تبريز مراجعه كرد ، چون به شهر هرات رسيد ، شهرى ديد بىسروپا و نامضبوط ، و خلقى پريشان و حاكم بسيار و هركس به سر خود والى . [ 366 ] تبسين اقول پيش پادشاه رفت و گفت : اگر حكم يرليغ بزرگ شود ، پسر ملك شمس الدين كرت را به حكومت اين حدود نامزد فرمايند . پادشاه ابقا ايلچى را سه اسبه بدواند تا ملك شمس الدين را پيش [ 367 ] او آوردند . او را بنواخت و فرمود كه او را بر لقب پدر او باز خوانيد و قتجاق را به اسم شحنگى با او به هرات فرستاد . 62 . صفت عدل ملك شمس الدين كهين چون شهور سنه ثمان و سبعين و ستمايه ( 678 ) درآمد ملك شمس الدين به جهت استمالت و رعايت رعايا امثلهء همايون به اطراف و اكناف بلدانى كه در حكم او بود بفرستاد ، و به تجديد خطهء هرات [ 368 ] معمور گشت ، و به واسطهء دين قوى و عدلگسترى ملك شمس الدين شرايع اسلام به غايت ظهور انجاميد ، و داعى حيف و بيدادى كه چون آفتاب رايت شهرت برمىافروخت ، سر در حجاب افول و خمول كشيد و به تازگى صيت رأفت و ذكر مرحمت ملك سعيد شمس الدين به گوش ساكنان خراسان رسيد و انوار و اضواء انصاف و انتصاف او به اقصاى ايران پيوست . 63 . رفتن ملك شمس الدين كهين به قلعهء خيسار چون شهور سنه تسع و سبعين و ستمايه ( 679 ) درآمد ، ملك شمس الدين از هرات به ولايت غور حركت فرمود ، و قلاع و حصون آن مواضع را به كوتوالان و حارسان معتمد مبارز سپارش كرد ، و رسوم مرضيهء پدر مغفور خود را به تجديد موضح و مظهر گردانيد . و در قلعهء خيسار چند ماه ساكن شد و رعايا را به عمارت و زراعت ترغيب تمام داد . 64 . محاصرهء قندهار چون شهور سنه ثمانين و ستمايه ( 680 ) درآمد ، در اين سال ملك شمس الدين لشكر به